مقایسه نگرش اسلام نسبت به مقام زن با سایر ادیان
"مقایسه نگرش اسلام نسبت به مقام زن با سایر ادیان"

 

اکنون نگرش اسلام (آیات و روایات مذکور) نسبت به زن را با نگرش سایر ادیان و آیین ها مقایسه می کنیم؛

 

** زن در تورات و انجیل

1-چگونگی خلقت زن:

تورات، سفر پیدایش، باب دوم، عبارات (7-24) : "(7)آنگاه خداوند از خاک زمین، آدم را سرشت. سپس در بینی آدم روح حیات دمیده، به او جان بخشید و آدم موجود زنده ای شد. (18) خداوند فرمود:"شایسته نیست آدم تنها بماند باید برای او یاری مناسب به وجود آورم. (21) آنگاه خداوند آدم را به خواب عمیقی فرو برد و یکی از دنده هایش را برداشت و جای آن را با گوشت پر کرد. (22) و از آن دنده، زنی سرشت و او را پیش آدم آورد. (23) آدم گفت: این است استخوانی از استخوانهایم و گوشتی از گوشتم. نام او "نسا" باشد، چون از انسان گرفته شده است. (24) به این سبب است که مرد از پدر و مادر خود جدا می شود و به همسر خود می پیوندد و از آن پس، آن دو یکی می شوند."

 

همانطور که در قسمت آیات بحث شد خداوند در قرآن خلقت زن و مرد را یکسان بیان می کند. باید پرسید آیا خدایی که آدم را از خاک آفرید قادر نبود زن را نیز از همان خاک بیافریند؟! آیا اینگونه تعابیر توهین به زن و خالق او نیست؟

 

زراره ابن اعین از حضرت امام صادق (ع) سوال کرد: نزد ما مردمی هستند که می گویند خداوند حواء را از بخش نهایی ضلع چپ آدم آفرید. اما صادق (ع) فرمودند: خداوند هم از چنین نسبت منزه است و هم برتر از آن است.. آیا کسی می گوید که خداوند توان آن را نداشت که همسر آدم را از غیر دنده او خلق کند، تا بهانه به دست شناعت کنندگان دهد که بگوید بعضی از اجزاء آدم با بعض دیگر نکاح نمود.... سپس فرمود: خداوند بعد از آفرینش آدم حواء را به طور نوظهور پدید آورد ... آدم (ع) بعد از آگاهی از خلقت او از پروردگارش پرسید این کیست که قرب و نگاه او مایه انس من شد، خداوند فرمود این حواء است. آیا دوست داری که با تو بوده و مایه انس تو شده و با تو سخن گوید و تابع تو باشد؟ آدم گفت: آری پروردگارا تا زنده ام سپاس تو بر من لازم است، آنگاه خداوند فرمود: از من ازدواج با او را بخواه چون صلاحیت همسری تو را جهت تامین شهوت دارد و خداوند شهوت جنسی را به او اعطا نمود... سپس آدم عرض کرد من پیشنهاد ازدواج با وی را ارائه می دهم، رضای شما در چیست؟ خداوند فرمود رضای من در این است که معالم دین مرا به او بیاموزی.... (1)

 

2- گناه زن: تورات دو گناه بزرگ برای حضرت آدم فرض می کند که هر دو را به همسر او ، حوا، نسبت می دهد. بدان معنا که حضرت آدم از طریق حوا به گناه افتاد و خداوند نیز از هر دو انتقام گرفت!

*خوردن از شجره ممنوعه                    *شرک به خداوند

تورات، سفر پیدایش، باب سوم، عبارات(4-17): "(4) مار گفت: مطمئن باش نخواهید مرد! (5) بلکه خدا خوب می داند زمانی که از میوه آن درخت بخورید، چشمان شما باز می شود و مانند خدا می شوید و می توانید خوب را از بد تشخیص دهید. (6) آن درخت در نظر زن زیبا آمد و با خود اندیشید:"میوه این درخت دلپذیر می تواند خوش طعم باشد و به من دانایی ببخشد." پس از میوه درخت چید و خورد و به شوهرش هم داد و او نیز خورد. (7) آنگاه چشمان هر دو باز شد و از برهنگی خود آگاه شدند؛ پس با برگهای درخت انجیر پوشش برای خود درست کردند."

(12) آدم گفت: این زن که یار من ساختی، از آن میوه به من داد و من هم خوردم. (13) آنگاه خداوند از زن پرسید:"این چه کاری بود که کردی؟" زن گفت:" مار مرا فریب داد."

(16) آنگاه خداوند به زن فرمود:" درد زایمان تو را زیاد می کنم و تو با درد فرزند خواهی زایید. مشتاق شوهرت خواهی بود و او بر تو تسلط خواهد داشت. (17) سپس خداوند به آدم فرمود:" چون گفت زنت را پذیرفتی و از میوه آن درخت خوردی که به تو گفته بودم از آن نخوری، زمین زیر لعنت قرار خواهد گرفت و تو تمام ایام عمرت را با رنج و زحمت از آن کسب معاش خواهی کرد."

 

موضوع دیگری که شیطان از حوا درخواست کرد گذاشتن نام "عبدالحارث" برای فرزندشان بود. "حارث" نام شیطان در بین ملائکه بوده است. حضرت آدم با گذاشتن این نام مخالف بود و فرزندانشان فوت می شدند تا بالاخره ابلیس نزد حوا رفت و گفت :"اگر این بار هم این نام را برای فرزند خود نگذارید خواهد مرد." حوا نزد آدم رفت و او را راضی نمود . آنها باز هم  فریب خوردند و نام عبدالحارث را انتخاب کردند.

 

** زن در آیین یهودیت و مسیحیت

یهودیان و مسیحیان بر این عقیده اند که خدا مرد را از جنس خود که روح بوده آفریده است و در آفرینش زن از جسم که با جنسیت هم سرشت بود مایه گرفته است. (2)

در مهم ترین بخش از عقاید کلامی مسیحیت ، عقیده به تثلیث، این عقیده گنجانده شده است که خداوند از روح خود در مریم عذرا دمید و جنین عیسی (ع) در رحم مادرش جان گرفت. یعنی روح عیسی از خدا و جسم او از مادرش بوده است. (3)

فرقه ابیونی ها که به آغاز مسیحیت نزدیک بوده است و در قرون اول مسیحیت ظهور کردند عقیده داشتند زن به علت پستی فطری قابل زناشویی نیست و ذاتاً ناپاک است. تا آنجا که کوشیدند کلیسا را وادار به تحریم ازدواج نمایند.

 

یهوه، خدای یهود در آخرین بند از فرمانهای ده گانه اش که به قول مشهور برای حضرت موسی ( ع ) فرستاده، زنان را در ردیف چهارپایان و اموال منقول قرار داده است . بر این اساس قوم یهود مانند همه اقوام جنگجو زن را مایه مصیبت و بدبختی می دانستند و او را فقط به این دلیل تحمل می کردند که یگانه منبع تولید سرباز بود .(4)

 

و مادر اگر دختر می زایید واجب بود دوبار غسل کند و در تورات ، لاویان ، فصل دوازدهم عبارات 1تا 6 آمده است: "هر گاه زنی پسر زاید یک هفته شرعا نجس است و پس از سی و سه روز کاملا طاهر می گردد اما اگر دختری بزاید شرعا دو هفته نجس است و پس از شصت وشش روز کاملاً طاهر می شود."

 مردان یهودی در دعای صبحگاهی خود می گویند : متبارک باد پروردگار خداوندگار ما و خداوندگار تمام عالمیان که مرا زن نیافریده و از مثالهای ایشان این است که اگر دیدی خر از نردبان بالا رفت زن هم عقل پیدا می کند.(5)

 

در تورات،  سفر جامعه ، فصل هشتم آمده است:  "(23)من تمام این چیزها را با حکمت بررسی کردم و تصمیم گرفتم به دنبال حکمت بروم، ولی حکمت از من دور بود. (24) کیست که بتواند آن را به دست آورد؟ حکمت بسیار عمیق و دور از دسترس است. (25)پس به تحقیق و جستجوی حکمت پرداختم تا به دلیل هر چیزی پی ببرم و دریابم که هر که شرارت و بدی می کند احمق و دیوانه است. (26) دیدم از مرگ بدتر و تلخ تر زن است عشق او مانند دام مردان را گرفتار می سازد و بازوانش مانند کمند آنها را به بند می کشد.

تا آنجا که می گوید :(27و 28) حکیم می گوید من در تحقیقات خودم در حالی که هنوز به نتیجه ای نرسیده بودم متوجه شدم که در میان هزار مرد می توان یک مرد خوب یافت؛ اما در میان زنان یک زن خوب هم یافت نمی شود."

 

در تعلیمات سن پول به زنان اجازه خواندن و نوشتن و آموختن داده نشده است. در اسپانیا رای دادند که فقط مریم عذرا انسان است و روح خالد دارد و باقی زنان برزخ میان انسان و حیوانند. (6)

 

**زن در کلام بزرگان مسیحیت

توماس آکویناس پر آوازه ترین دانشمند مسیحی در قرون وسطی می گفت : زن موجودی است ناقص عرضی ، جنس مونث در واقع مذکری است که منحرف شده است ؛ زن محتملا نتیجه نقصی است در قوه تولیدی مرد (7)

 این فیلسوف برجسته و بی نظیر مسیحیت که معمولا از او به عنوان مظهر مهربانی یاد می شود زن را از بعضی لحاظ پایینتر از غلامان قرار میداد: زن به علت ضعف طبیعت خود، چه عقلی و چه جسمی، تابع مرد است.... مرد آغاز زن و انجام وی است همان طور که خداوند بدایت و نهایت تمام موجودات است .... زن طبق قانون طبیعت باید مطیع و منقاد باشد، و حال آنکه یک نفر برده چنین نیست.... این دانشمند بزرگ حتی در موازنه ی میان پدر و مادر بر این اعتقاد بود که : « کودکان باید پدران را بیش از مادرشان دوست بدارند » (8)

 البته توصیفات توماس قدیس به اینجا ختم نمی شود ، وی بر این اعتقاد بود که زن با نخستین مقصود طبیعت یعنی کمال جوئی منطبق نیست بلکه با دومین مقصود طبیعت یعنی گندیدگی ، بدشکلی و فرتوتی انطباق دارد.(9)
 

مرجع بزرگ مسیحیت، لنگدون دویس، می گوید:" زنان بالفطره سبک مغز و شهوتران و شیفته لباس و زینت و تظاهرند. جز اینکه مرد در خانه محفوظ نگه دارد، راهی دیگر ندارند! (10)

همچنین ژان کریسوستوم قدیس می گوید:" در میان تمام جانوران وحشی؛ زیانبارتر از زن وجود ندارد."( 11)

ترتولیانوس شخصیت برجسته مسیحی و پدر الهیات لاتینیِ غربی ؛ با خشن ترین عبارت، زن را مخاطب می‌ساخت و او را « دری که دیو از آن به درون می‌آید » می‌نامید.(12)

او خطاب به زن می گفت : تو دروازه ی شیطانی ، تو آنکس را که شیطان جرات نداشت از رو به رو مورد حمله قرار دهد مجاب کردی به سبب تو بوده که پسر خدا ناگریز به مردن شده !! تو باید پیوسته جامه ی سوگ و ژنده به تن داشته باشی ( 13)
 

آگوستین قدیس؛ که شاید بتوان وی را برجسته ترین عالم مسیحی در تمام اعصار نامید معتقد بود : زن حیوانی است که نه استحکام دارد و نه استواری ، زن از بدی تغذیه می کند و سر آغاز همه ی دعاوی و مخالفتها است و راه و طریق هر گونه فساد اخلاق است (14)

 

** نظر متفکران و دولت های پیشرفته قبل از اسلام درباره زن و حقوق او

1-زن در روم

رومیان که از قدیمی ترین امتهایی بودند که قوانین مدنی وضع کردند زن در میان آنها جزء اصلی خانواده نبود خانواده را فقط مردان تشکیل می دادند و زنان تابع مردان بودند. چه بسا می شد که مرد زن خود را می فروخت و یا به دیگری می بخشید و یا به جای قرض و یا مالیات او را در اختیار دیگری می گذاشت و حق هر گونه مجازات و یا حتی کشتن را داشت.

زنان را به علت دارا نبودن روح انسانی، برای حشر در روز قیامت لایق نمی دانستند و ضرب المثلی به این مضمون داشتند که نه خر را اسب و نه زن را انسان می توان شمرد. و بر مبنای همین عقائد موهوم هر گونه ظلم و ستم را به جنس مونث روا می داشتند، از خندیدن و سخن گفتن او جلوگیری می کردند و دهانش را جز برای حوائج ضروری می بستند و معروف بود که زن باید خانه بنشیند و به نخ ریسی بپردازد.

اگر زنی اغفال و مرتکب عمل منافی عفت می شد او را به مجازاتهایی چون بستن به دم اسبان چموش، بریدن اعضاء و جوارح بدن و زنده بگور کردن محکوم می کردند. (15)

در نظر رومیان، زن مظهر تام شیطان و انواع ارواح موذیه بود که با پلیدی ها و نیرنگ عجین بوده، دامی در راه صید دلها و عقلها و انحراف مغزها در دست دارد. (16)

از جمله امثال رومیان این بود که زن را نمی توان انسان نامید.(17)

 

2-زن در یونان

زن را زاده شیطان و موجودی پاک نشدنی می دانستند و او را از هرگونه کاری جز خدمتکاری و ارضاء غرائز جنسی مرد ممنوع المداخله می شمردند و ضرب المثلی داشتند که زن حیوانی دراز مو و کوته فکر است. (18)

بعضی از یونیان و رومیان معتقد بودند که زن دارای نفس مجرد انسانی نیست ولی مرد داراست. وقتی افلاطون اظهار عقیده می کرد که حق زن در تعلیم و تعلم مانند مرد است او را مسخره می کردند .

در یونان زن حق عقد قرار داد نداشت و عقیده داشتند نیروی توالد تنها از آن مرد است و زن جز حمل طفل و پرستاری او وظیفه ای ندارد و زن باید در خانه بماند و حتی کسی از درون پنجره نباید به او نگاه کند.

در یونان زن شخصیت حقوقی و اجتماعی نداشت و شوهر می توانست زن خود را به هر کسی که می خواهد قرض بدهد و یا به دوستانش هبه کند.( 19)

و اگر زن بدون اجازه شوهرش با مرد اجنبی رابطه نامشروع داشت ممکن بود به دست همسر کشته شود. در یونان عقد ازدواج وجود نداشت و یونانیان در حال اختلاط مطلق می زیستند و اطفال فقط مادر خود را می شناختند چون تشخیص پدر برایشان مشکل بود و به نام خانوادگی مادر نامیده می شدند. (20)

در اسپارات وقتی از پسر زاییدن زن مایوس می شدند او را به مرگ محکوم می کردند.و برای اصلاح نژاد شوهران را تشویق می کردند تا زنان خود را در اختیار مردان نیرومند قرار دهند.  (21)

 

3-زن در هند

در آیین بودایی زندگی زناشویی، آکنده از شهوات و کثافات دنیوی است و تولید نسل گناه محسوب می شد. در قانون مانو"مجموعه قوانین از حقوق باستانی هند است " زنان حق دخالت در هیچ کاری را نداشتند و چون کودکان نیازمند به سرپرست بودند. در یکی از کتابهای مقدس بودای زن را همچون نهنگ مخوفی می شناساند که در رود زندگی منتظر می نشیند تا شناوری را طعمه و شکار خویش سازد. (22)

شوهر زن خود را به نام کنیز و خدمتکار می نماید و بعکس زن باید او را آقا و ارباب و عالیجناب و گاهی خداوندگار خطاب نماید و سواد داشتن برای زنان غدقن بود. (23)

هندیها معتقد بودند زن عضوی از مرد است و بعد از مرگ شوهر  او را نیز با شوهر می سوزاندند.(24 )

 

4-زن در ایران باستان

طبق گفته کریستیان بار تلمه؛ در امپراطوری ساسانی زن دارای شخصیت حقوقی نبوده و به جای آنکه از اشخاص محسوب باشد در شمار اشیاء محسوب بود و از هر لحاظ در تحت قیومیت رئیس خانواده قرار داشت. رئیس خانواده حتی می توانست کودکان و زنان خود را بفروشد و یا برده سازد. (25)

کلدانیان، آشوریان زن را تابع شوهر می دانستند و هیچ استقلالی برای او قائل نبودند. مرد می توانست او را از خانه بیرون کند و یا زنی دیگر بگیرد و بعد از آن حق داشت با او مانند یک برده رفتار کند و اگر در امور خانه اشتباهی می کرد مثلا اسراف می کرد پس از اثبات جرم او نزد قاضی می توانست او را در آب غرق کند. (26)

وجود طبقات ممتاز در ایران قبل از اسلام موجب این شده بود که زنان از حیث حقوقی و مزایای اجتماعی به دو قسم باشند:

1- زنان اشراف و بزرگان    2-زنان طبقه نازله.

sالبته زنان حق رای و اختیار و تشخیص خیر و شر در زندگی خود نداشتند و در هر دو طبقه تحت نفوذ مرد بودند. تنها تفاوتی که بین وضعیت زنان طبقات عالیه و نازله بود در طرز معیشت مادی و آسایش و رفاه و کیفیت التذاذ آنها بود. (27)

در کیش آریایی زنان محترم پوشش داشتند و برای حفظ  حیثیت طبقه ممتاز و جداشدن آنها از زنان عادی صورت خود را می پوشاندند و گیسوان خود را بلند نگه می داشتند. پوشش داشتن اختصاص به زنان اشراف داشت. (28)

 

5-زن در چین:

اقوام چینی معتقد بودند زنان به کلی از فکر و عقل و مشاعر ادراکی بی نصیب اند، زنان چینی چون اسیرانی بودند که در دست جلادان بی رحم مبتلا باشند کوچکترین خطای آنها بزرگترین مجازات در پی داشت اما بزرگترین جرم مرد نسبت به آنها کمترین توبیخی در پی نداشت.

اگر دختر متولد می شد خویشان و نزدیکان با نهایت تاسف و ترحم به پدر و کسان نزدیک تسلیت می گفتند و دختر مولود را نوعی خشم از جانب نیاکان و اجداد شمرده و توصیه می کردند تا در جلب محبت و لطف ارواح کوشش کنند. (29)

ازدواج نوعی خود فروشی و مملوکیت بود زن در این معامله خود را می فروخت  و مردان می توانستند دو نفری و یا چند نفری زن بگیرند.(30)

 

6-زن در کشورهای اروپایی:

موقعیت زن در کشورهای اروپایی با آنچه از ملل گذشته گفتیم مشابه می باشد. در انگلستان هانری هشتم فرمانی صادر کرد که زنان را از مطالعه کتاب مقدس ممنوع داشت! و طبق قانونی که در حدود سال 1850 در آن کشور وضع شد زنان در شمار اتباع کشور محسوب نمی آمدند و حقوق شخصیه نداشتند و مالک اموال خود حتی لباسهایی که بر تن داشتند نبودند. (31)

در سال 586 میلادی در فرانسه کنگره ای تشکیل شد تا در مورد زن و اینکه آیا زن انسان است یا خیر بحث کنند! بعد از گفتگو به این نتیجه رسیدند که بله زن نیز انسان است اما نه چون مرد انسانی مستقل، بلکه انسانی است مخصوص خدمت کردن به مردان!

تا همین اواخر علمای مسیحی در اسپانیا بحث می کردند؛ آیا زن مثل مرد روح انسانی دارد و روح او بعد از مرگ جاویدان خواهد ماند یا نه؟ بالاخره به این نتیجه رسیدند که چون روح زن برزخی است میان روح انسان و حیوان جاویدان نیست جز روح حضرت مریم(س). (32)

 

7- زن در عرب جاهلی:

زنان در اقوام عرب در وضع نکبت باری به سر می بردند. از جمله سنن هولناک و وحشیانه سنت کشتن یا زنده بگور کردن دختران بود آنها معتقد بودند تولد دختر دلیل عدم رضایت ارواح اجداد از پدر مولود است و بدین وسیله او را تنبیه و جازات کرده اند . از جمله عواملی که سبب دختر کشی می شد این بود که به هنگام جنگ دخترانشان به دست دشمن می افتاد و از این رهگذر عاری بر دامن می نشست. به عبارت دیگر دختران خود را بزرگترین نقطه ضعف خود در مقابل دشمن می دیدند. علاوه بر عامل نظامی عوامل اقتصادی و اعتقادی نیز در ایجاد این انگیزه موثر بود. هر پدر و برادری که قساوت بیشتری نشان می داد به افتخارات بیشتری نائل می آمد و غیرت او بر سر زبانها می افتاد. (33)

در بعضی از قبائل عرب ، دختران تازه زاییده شده را سر می بریدند و بعضیها کودک را از بالای قله کوه به پایین پرتاب می کردند و بعضی دیگر دختر را در آب غرق می کردند. (34)

نتیجه ای که در عربستان جاهلیت از کشتن دختران گرفته شد این بود که زن کمیاب شد و هر سه چهار مرد بایستی به یک زن قناعت می کردند. (35)

 

8-زن در ژاپن

در ژاپن مرد می توانست کودکان را به برده داران یا روسپیخانه بفروشد و با ادای یک کلمه همسر خود را طلاق دهد.(36)

 

9-زن در مصر

در مصر رسم چنان بود که هر سال برای زیاد شدن آب نیل دختری را در آن غرق می کردند به این طریق که پدر و مادر او را راضی می کردند و دختر را زینت می نمودند  و در رود نیل غرق می کردند .( 37)

در بابل هردوت می گوید: کسانی که دخترانی داشتند هر سال یکبار آنان را به محلی می بردند که مردان بسیاری گرد آمده بودند دلالی یکایک ایشان را حراج می کرد. (38)

 

10-زن در آفریقا:

زندگی زنها مانند حیوانات اهلی بود. آنها معتقد بودند که زنان برای مردان خلق شده اند . در این امتها مرد می توانست زن خود را به هر کس که می خواهد بفروشد و یا بخشد و یا قرض دهد و حتی به قتل برساند و او را گرسنه و تشنه رها کند. و نیز حق داشت در مواقع قحطی و یا جشن ها مانند گوسفند چاق بکشد و گوشتش را بخورد. زن نیز چه بخواهد و نخواهد باید  سخت ترین کارها را تحمل می کرد تا حدی که پس از وضع حمل بلافاصله باید کار را شروع می کرد. (39)

 

به طور خلاصه:

 می توان گفت در جوامع گذشته زنان از مزایا و حقوق یک انسان کامل برخوردار نبودند و بقول نویسنده "المرئه فی التاریخ و الشرائع": زنان در گذشته به هنگام دختری تحت ولایت و قیومیت پدر و پس از آن تحت کفالت شوهر و پس از مرگ شوهر تحت استیلا و فرمان پسران شوهر و اگر پسری نمی داشت تحت نظر و سرپرستی بستگان شوهر بودند زیرا لازم بود زن را در هر حال به حال خود نگذارند. (40)

در تمام این ملتها به زن به این دید نگاه می کردند که موجودی مضر است و مانند میکروبی است که اجتماع را تباه می سازد. و معتقد بودند برای ایمنی از شرش نباید او را هیچگاه آزاد گذاشت و باید به اسیری گرفته شود!

 

به بیان دیگر؛

  1. در تمام این ملتها دو طرز تفکر وجود داشت یکی اینکه زن را انسانی در سطح حیوانات می دانست و دیگر اینکه او را انسانی پست و ضعیف در انسانیت می پنداشت.
  2. از نظر وضع اجتماعی بعضی جوامع زن را خارج از افراد اجتماع می دانستند و بعضی دیگر معتقد بودند زن مانند اسیر است.
  3. محرومیت زن در این جوامع همه جانبه بود. بهرمندی زن در حقیقت به سود مردان بود که قیم زنان بودند.
  4. اساس رفتار مردان با زنان عبارت بود از غلبه قوی بر ضعیف و معتقد بودند زن انسانی است ضعیف الخلقه که توانایی آن را ندارد که در امور خود مستقل باشد و نیز موجودی است خطرناک که بشر از شر و فساد او ایمن نیست.  

با توجه محققانه، تفاوت فاحش نگرش اسلام و غیر از اسلام نسبت به شخصیت زن به طور کامل هویداست.

 

 

 

 

 به کوشش: سرکار خانم شکرانی

قابل ذکر است که این منبع در دست چاپ می باشد.

 

**********

پاورقی:

1-زن در آیینه جلال و جمال، آقای جوادی آملی ص 35، علل الشرایع، ج 1 باب 17 و ج 3ص 397 کتاب النکاح

2-چهره عریان زن عرب، سعداوی ص 178

3-روانشناسی زن، رکاوندی ص 29

4-ذات فلسفه ص 156، رکاوندی ص 29

5-جنس دوم ج 1 ص 27 و تاریخ تمدن ج 4 ص 486 و سیری در تلمود ، قرآن ومقام زن سید علی کمالی ص 206

6-قرآن و مقام زن ، سید علی کمالی ص 19

7-تاریخ تمدن ، ج 4 ، ص 1311 و جنس دوم ج 1 ، ص 19 و ص 159

8-تاریخ تمدن ، ج 4 ، ص 1111

9-زنان از دید مردان / بنوات گری ص 57

10-حقوق زن در اسلام و جهان ،یحیی نوری ص15

11-جنس دوم ، ج 1 ص 159

12-تاریخ تمدن ،ج 3 ، ص 717

13-جنس دوم ، ج 1 ، ص 159

14-جنس دوم ، ج 1 ، ص 28 و ص 168

15-روانشناسی زن، رکاوندی ص 28، حقوق زن در اسلام و جهان ،یحیی نوری ص8

16-حقوق زن در اسلام و جهان ،یحیی نوری ص8

17- قرآن و مقام زن ، سید علی کمالی ص 15

18-حقوق زن در اسلام و جهان ،یحیی نوری ص 8

19-حقوق زن در اسلام و اروپا، حسن صدر ص29

20-حقوق زن در اسلام و اروپا، حسن صدر ص27

21-قرآن و مقام زن ، سید علی کمالی ص14

 22- حقوق زن در اسلام و جهان، ص9)

23-حقوق زن در اسلام و اروپا ص 90

24- تفسیر المیزان ج 2 ص 393-406

25-زن در حقوق ساسانی، حقوق زن در اسلام و جهان ص 12

26- تفسیر المیزان ج 2 ص 393-406

27-حقوق زن در اسلام و اروپا، حسن صدر ص42

28-حقوق زن در اسلام و اروپا، حسن صدر ص49

29-حقوق زن در اسلام و جهان ص 14، قرآن و مقام زن ، سید علی کمالی ص16

30- تفسیر المیزان ج 2 ص 393-406

31-حقوق زن در اسلام و جهان ص 13

32-تفسیرالمیزان ج 4 ص 140 و تفسیر نمونه ج 3ص 204

33-حقوق زن در اسلام و جهان ص18-28

 34-حقوق زن در اسلام و اروپا، حسن صدر ص62

35-حقوق زن در اسلام و اروپا، حسن صدر ص64

36-قرآن و مقام زن ، سید علی کمالی ص 18

37-صبح الاعشی ج 3 ص 291، قرآن  و مقام زن، سید علی کمالی ص 13

38-قرآن  و مقام زن، سید علی کمالی ص 13

39- تفسیر المیزان ج 2 ص 393-406

40- حقوق زن در اسلام و جهان ص 16