8-آیا خدایی وجود دارد؟

آیا خدایی وجود دارد؟

"دکتر روسی"

من پزشک و جراح هستم. 26 سالمه  و الان مشغول دادن تز دوره تخصص هستم. مسلمان شدن من در جامعه مدرن روسیه کمی عجیب و غیر عادی است چون این باور در ذهن مردم نقش گرفته که مسلمانان افرادی قدیمی و عقب افتاده هستند که از هیچ گونه سیستم آموزشی و زندگی مدرن برخوردار نیستند.

همیشه این سوال درباره وجود خدا در ذهنم بود که آیا خالقی وجود دارد که مافوق بشر باشد؟ من در خانواده ای بزرگ شدم که مادرم و مادر بزرگم افرادی بی اعتقاد بودند. در دوران کودکی جایی نبود که من اطلاعاتی درباره دین بدست بیاورم. اما به طور مبهم و سر بسته احساس می کردم که خدایی وجود دارد که سرنوشت انسانها دست اوست مخصوصا وقتی که سر و کارم با افراد بیمار افتاد.

در دوران نوجوانی و جوانی مقالاتی درباره دین خوانده بودم اما همه آنها خدا را انکار می کردند. در اواخر دهه 90 یک کتاب انجیل به دست من رسید.

بعد از مطالعه کتاب مقدس آشفتگی هایم بیشتر شد. نمی فهمیدم چطور عیسی هم می تواند انسان باشد و هم خدا و چطور خدا می تواند پسر یا دختر داشته باشد؟ چرا انسان باید گناه آدم را به دوش بکشد؟

این سوالها را از کشیش ارتدکس پرسیدم و او جواب قانع کننده ای به من نداد وگفت: "لازمه پذیرش دین اعتقاد است و باید به هر چیزی که درباره هستی از این کتاب می خوانی اعتقاد داشته باشی."

برای من خیلی عجیب بود که چطور کلیسا می تواند مشخص کند چه کسی رستگار است و چه کسی نیست؟! و چرا مرم نمی توانند بدون واسطه با خدا ارتباط برقرار کنند. من بین  تقاطع دو جاده قرار گرفته بودم. مسیحیت و کمونیست.

به صورت خیلی ناگهانی با کسی در دانشگاه آشنا شدم که 12 سال در آفریقای شمالی کار کرده بود و مدتی بود که به روسیه برگشته بود و آنجا مسلمان شده بود. ما با هم به طور مداوم ارتباط داشتیم و کم کم با اصول اسلام آشنا شدم  او برای من متونی درباره دین، به زبان روسی پیدا کرد و برایم قرآن را به عربی می خواند و به روسی ترجمه می کرد. به زبان عربی مسلط بود و زبان روسی هم زبان مادری اش بود.

یک روز با دوستم به مسجد رفتم و آنجا مسلمان شدم. از وقتی که مسلمان شده ام زندگی ام کاملا تغییر کرده است. واقعا به آرامش ذهنی رسیده ام.

طبق گفته پیامبر؛ کودکان همه با خود اسلام را دارند اما  والدین آنها هستند که آنها را مسیحی یا مسلمان و یا یهودی و یا کافر می کنند.

همه از مسلمان شدنم تعجب می کردند. مردی جوان با این موقعیت شغلی و تحصیلی چرا مسلمان شده و دیگر گوشت خوک نمی خورد و نماز می خواند؟ بیشتری ها می گفتند که دیوانه شده است و خائن به کشورش روسیه است. مرا مسخره می کردند. اما آیا استهزاء افرادی جاهل، ارزشی دارد؟

بگذارید مردم به ما بخندند و ما را مسخره کنند. روزی هم ما در قیامت آنها را مسخره می کنیم.