جلسه چهارم

 

بسمه تعالی

«امام حسین (ع) و تبیین موانع تحقق هدف انبیاء (ع)»

جلسه چهارم

1-هدف انبیاء چیست؟ پاسخ در سایر جلسات ارائه خواهد شد.

 

2-موانع تحقق هدف انبیاء چیست ؟

یکی از موانع به تحقق نرسیدن هدف انبیاء ، شکل غلط معرفت نسبت به هدف انبیاء است . در واقع همان نگرش افراد به کارایی وحی است که به 3 طرز فکر وجود دارد. عده ای افراطی که میگویند وحی نمیتواند ما را از نظر اجتماعی به کمال برساند و انبیاء مدعی تحقق نظام جامع و عادل اجتماعی نبودند که در صورت پذیرش چنین سخنی دیگر نوبت به اینکه چرا نظام جامع اجتماعی تحقق نیافت نمی رسد اما ثابت شد که لازمه وحی و کمال یک دین این است که در تمام شئون کمالیه ، انسان وارد شود و طرح بدهد.{با توجه به سایر جلسات تکمیل میشود}

 

3-امام حسین (ع) کدام موانع تحقق هدف انبیاء را دفع کردند ؟ پاسخ در سایر جلسات ارائه خواهد شد.

 

4-چرا نیاز به راهنمای الهی داریم و باید از خدا اطاعت کنیم ؟ و خداوند چگونه ما را هدایت می کند؟

خداوند درقران میفرماید: من رستگاری شما را تضمین می کنم اما به شرط مومن شدن.(قد افلح المومنون)

حال اگر فرد مومن نباشد و یا افراد خانواده مومن نباشند و چه افراد یک اجتماع مومن نباشند، در همان سطح رستگاری حاصل نمی شود و مومن شدن یعنی مطیع خدا و رسول خدا باشیم مطیع بالذات .

تبعیت بدون چون و چرا تنها از خداست زیرا مبداء و منشا اصلی که جامع جمیع صفات کمالیه باشد تنها خداست ، در او نقص راه ندارد و هیچ عاملی با او قابل مقایسه نیست ، حاکم و آمر مطلق به ذات خداست. اوست که بر تمام حقایق عالم احاطه دارد مثلا بیان قانون مضرات آب برای بدن انسان با دو شرط قابل قبول است .کسی که این نظر را می دهد باید تمام جوانب بدن انسان را بشناسد و دیگر اینکه نسبت به آب اطلاعات کامل داشته باشد. «الکسیس کارل» دو بار برنده جایزه نوبل در انسان شناسی شده اما باز کتاب نوشته بنام «انسان موجودی ناشناخته». پس در چنین صورتی وضع قوانین باید از سوی کسی باشد که علم و احاطه کامل بر هستی داشته باشد . انسان یک حقیقت از حقایق عالم واقعیات است چه کسی میتواند ادعا کند که از همه بایدها و نبایدها آگاه و بر کل کائنات مسلط و رابطه همه موجودات عالم حیوان و نبات و... را با هم می داند و می تواند حکم دهد به همین علت  باید برای  رسیدن به رستگاری تنها از طریق خالق نظام با شناخت امر و نهی و دستورالعمل هائی  که برای کمال ما در نظر دارد به راه حقیقی دست یابیم و برای شناخت امر و نهی خدا نیازمند یک واسطه هستیم که همان انبیاء و اولیاء الهی هستند.

 

5-چرا باید پیام آوران از طرف خدا انسان باشند و چرا باید از پیامبران اطاعت کنیم؟

گفتیم که برای شناخت دستورات الهی نیازمند یک واسطه هستیم که احکام الهی را به ما برساند. این واسطه قطعاً باید اولاً: بشر باشد چون اگر واسط بین انسان و خدا ملک بود رابطه بین انسانها و ملک ، پایه عقلی و منطقی نداشت که اگر چنین بود و ملکی از ملائک الهی مامور ابلاغ امر و نهی می شد و به ما می گفت خدا می خواهد شما اینگونه باشید ما در پاسخ به او می گفتیم تو انسان نیستی و شرایط ما را نمی دانی ، شهوت و غضب و سایر غرائز انسانی نداری ، ابتلائاتی که برای انسان مطرح است نمی فهمی و نفس تو از جای گرم بر می آید لذا توقع داری ما مطیع فرمان الهی شویم. اگر بشری بودی و تو نیز از خداوند اطاعت می کردی آن وقت می توانستی به ما هم فرمان دهی همانطور که در قرآن ، پیامبر الهی می فرماید (اِنُّمَا بَشَرٌ مِثلُکُم وَ یُوحَی اِلَیَّ) و دوماً: این بشرِ واسط ، باید شرایط دریافت و ابلاغ وحی و ظرفیت انجام چنین کاری را داشته باشد. فرض کنید شما استادی قوی در امر حقایق معنوی و عرفانی اسرار مگوی این عالم باشید و پنجاه شاگرد سر کلاس شما باشند. آیا شما اسرار و قدرت های عالم ملکوت را در اختیار همه این شاگردان قرار می دهید ؟ قطعاً خیر ، چون اگر فردی ظرفیت فراگیری این اسرار را نداشته باشد چه خواهد شد؟ این قدرت سیطره ملکوت بر ملک ، یک قدرت عظیم معنوی است که اگر در اختیار انسانی بدون کسب شرایط لازم گذاشته شود چه بسا آنها را زمینه سوء استفاده قرار دهد و به وسیله آن قدرت ، دیگران را استثمار و جامعه را به انحراف و ضلالت کشاند پس عقل، انصاف و عدل حکم می کند که اسرار را در اختیار شاگرد لایق دریافت این قدرت گذاشته شود. 

بد گوهر را علم و فن آموختن                          دادن تیغ است دست راهزن

تیغ دادن در کف زنگی مست                           به که آید علم ، ناکس را بدست

 

پس ذات اقدس الهی آنچه به عنوان امر است را به وسیله انسان هایی به ما می رساند که ظرفیت دارند مانند ظرفیت معجزه پیدا کردن . عصمت – علم لَدُنی و انتصاب از سوی خدا ، سه خصیصه ای است که باید در فردی باشد تا آمر مطلق از سوی خدا محسوب شود که این ویژگی ها تنها در مذهب شیعه وجود دارد.

 

6-چه دلیلی وجود دارد که در احکام تشریعی باید همانند احکام تکوینی ، از احکام الهی اطاعت کنیم ؟

 

 دلیل اینکه عده ای می گویند تنها باید برای احکام تکوینی از خدا پیروی کرد «آیه 57 - سوره انعام» است که میفرماید :

«ای پیامبر به آنان بگو چیزی را که شما بدان عجله دارید و می خواهید من طبق نظر شما انجام دهم امکان ندارد ، حکم نیست مگر از جانب پروردگار»

 منظور از این آیه و با قرینه حکمی که مردم می خواهند طبق نظر آنان عمل شود «حکم تکوینی» است. مثلا می گفتند این کاری که ما می گوییم را انجام بده مثلاً عذاب الهی نازل شود . درست است که در حکم تکوینی ، حکم مطلق مخصوص خداست ولی با دقت در این نکته در می یابیم کسی می تواند بر تکوین تسلط یابد که بتواند رابطه تشریع با تکوین را هماهنگ نماید .

در سوره یوسف آیه 40: «این چیزی که تابع آن شدید و بندگی می کنید پرستش بت هائی است با اسامی که خودتان بر آنها گذاشتید و خداوند هیچ دلیلی بر الهیت آنان نازل نکرده . حکم تنها از سوی خداست که امر فرموده اینکه جز او کسی را نپرستید این است دین محکم ولیکن اکثر مردم نمیدانند..». این آیه مربوط به احکام تشریعی است زیرا عبادت و پرستش مربوط به عمل و شرع است که از طرف خدا قرار داده شده و هیچ برهانی نیامده که مخاطبین آیه حق دارند در رابطه با پرستش و عبودیت نظر دهند.کسی جز خدا ، حق ندارد در رابطه با تشریع (عبودیت) امر و نهی کند .

  1. رابطه «حکم تنها مخصوص خداست» در تکوین و تشریع چیست؟

ابتدا باید به بیان سه مفهوم واقعیات ، اعتباریات و وهمیات  بپردازیم :

الف- واقعیات : آن چیزی که در عالم وجود ، عینیت خارجی دارد اعم از ماده و مافوق ماده . مثال : ساعت ، زمین ، روح ، چشم.

ب- اعتباریات : واقعیت خارجی ندارد و به چیزی مستقل خارج از ذهن تحقق ندارد بلکه در رابطه با واقعیات معنا پیدا می کند. مثال: تمام قوانین و دستورات اخلاقی و شرعیات دین و فقه ، اعتباریات هستند.  

ج- وهمیات : نه واقعیت خارجی دارد نه اعتبار عقلی دارد. فرض وجود یک استکان چای داغ روی میز در حالی که روی میز نیست.

برای تقریب به ذهن مثال میزنیم: «من یک ساعت دارم» که در رابطه با آن ، این قانون را مطرح می کنم که «کسی حق استفاده از آن را ندارد». پس ساعت ، در زمره واقعیات بوده و قانون مطرح شده از اعتباریات است.

 

اعتباریات به وسیله درک کننده واقعیات و در ارتباط با آن باید وضع شود. چه کسی  می تواند بر کل عالم تکوین احاطه داشته باشد که بدون هوای نفس و دقیق بر اساس آن تکوین ، تشریع را مطرح نماید آیا غیر از خدا و از طرف خدا ، کسی می تواند چنین ادعایی نماید که همه چیز را میداند !؟

 

برداشت سرکار خانم مژگانیان از جلسه چهارم