10- آیا در عصر غیبت هم کسانی هستند که از وجود مقدس حضرت ولی عصر(عج) بهره‌مند می‌شوند؟

 10-آیا در عصر غیبت هم کسانی هستند که از وجود مقدس حضرت ولی عصر(عج) بهره‌مند می‌شوند؟

بله، در عصر غیبت هم افراد بسیاری بوده اند که مورد عنایت حضرت قرار گرفته اند . نمونه آن، ماجرای دیدار یکی از علمای بحرین است که در کتاب بحارالانوار علامه مجلسی نقل شده است:

مرد مسلمانی که حاکم بحرین بود وزیری داشت که در دشمنی و عداوت با شیعیان و مردم بحرین دست به مکر و حیله می‌زد . روزی وزیر، اناری به حاکم نشان داد که روی آن نوشته شده بود «لا اله الا الله ،محمدرسول الله، ابوبکر و عمر و عثمان و علی خُلَفاء رسول الله » حاکم دید که آن نوشته در اصل و در خود انار است و نمی‌شود کسی چنین کرده باشد؛ از این رو گفت: این دلیل قوی بر ابطال مذهب شیعیان است. سپس وزیر گفت: این انار را به اهل بحرین نشان دهید تا قبول کنند از مذهب خود دست بکشند در غیر اینصورت یا با ذلت و خواری جزیه دهند یا جوابی محکم بیاورند و چون نتوانند مردان آنها را بکشید و زنان و اولادشان را اسیر نمایید و اموالشان را غنیمت بردارید. حاکم پذیرفت و چنین کرد.

وقتی بزرگان شیعه این امر را شنیدند سه روز مهلت خواستند تا توضیحی بیاورند و اگر نتوانستند هرچه امیر حکم کرد را قبول کنند.

بزرگان برای حل مشکل از نیکان بحرین ده نفر را انتخاب کردند و از میان آنها سه نفر اصلح نماینده شدند تا هر شب یکی از آنها به صحرا برود با عبادت وتضرع برای رهایی از این مشکل  به حضرت مهدی (عج)  استغاثه وتوسل نمایند تا راه رهایی از این مشکل را به آنان نشان دهد.. شب اول و دوم هر شب شخصی به خارج از شهر می‌رفت و گریه و تضرع می کرد و به درگاه امام عصر(عج) استغاثه می نمود؛ اما  اتفاقی نیفتاد.

شب سوم در حالیکه شیعیان را ترس فرا گرفته بود محمد بن عیسی که مرد پرهیزکاری بود با سر وپای برهنه به صحرا رفت و از حق تعالی خواست این بلا را از مومنان بردارد وقتی آخر شب شد صدای مردی را شنید که به او گفت: ای محمد بن عیسی چرا تو را با این حال می بینم؟ چرا به این بیابان آمدی؟  محمد بن عیسی گفت: مرا تنها بگذار، برای امری امده ام که فقط آن را به امام خود می گویم که او بر کشف آن قادر است. پاسخ شنید: «من صاحب الامر هستم»، محمدبن عیسی گفت: «اگرچنین است مشکل مرا می دانید و لازم به توضیح نیست!»

حضرت فرمودند: «بله، درست می‌گویی تو برای مشکل بزرگی که در خصوص انار پیش آمده و حکمی که حاکم روا داشته آمده ای. ای محمد بن عیسی وزیر در خانه خود درخت اناری دارد که قالبی از گل به شکل انار ساخته و آن را دو نیمه کرده و در زمانی که انار کوچک بوده در میان آن نهاده و آن دو نیمه را به هم وصل کرده وقتی انار بزرگ می شود اثر نوشته بر آن می ماند و چنین می شود . راه حل این است که فردا صبح نزد حاکم بروی و بگویی جواب را در خانه وزیر می‌گویم. وقتی داخل خانه شدی  سمت راست اتاقی است، بگوکه جواب را داخل اتاق می‌گویم و بر این امر اصرار کن و تو جلوتر از وزیر داخل شو، روی طاقچه کیسه سفیدی که داخل آن قالب گلی است بردار در حضور حاکم انار را داخل آن بگذار تا حیله او معلوم شود و به حاکم بگو معجزه دیگر این است که اگر انار را بشکنید به غیر از دود و خاکستر چیز دیگری در آن نخواهید دید و برای راستی ازمایی انار را به وزیر بدهید تا در حضور مردم بشکند تا خاکستر و دود ان به صورت و ریش وزیر بریزد.»

چون محمد بن عیسی این سخنان را شنید بسیار شاد شد در حضور حضرت زمین را بوسید و به شهر بازگشت . صبح همراه شیعیان نزد حاکم رفتند و آنچه را امام امر کرده بود انجام داد و همه آنچه خبر داده بودند اتفاق افتاد. سپس حاکم پرسید این امور را چه کسی به تو خبر داده ؟ گفت: امام زمان و حجت خدا بر ما. پرسید: امام شما کیست؟ پس او تمام ائمه را یک به یک نام برد تا به حضرت مهدی(عج) رسید. سپس حاکم به حقانیت امیرالمومنین(ع) شهادت داد و فرمان قتل وزیر را صادر نمود و از مردم بحرین عذر خواهی کرد.

در «دارالسلام» آمده است که شخ محمد بن عیسی، دلیل تاخیر در پاسخ دهی حضرت (عج) را از ایشان پرسیدند، حضرت فرمودند: اگر شما از حاکم یک شب مهلت می‌خواستید، همان شب اول پاسخ را دریافت می‌کردید؛ اما شما خود دریافت پاسخ را به اندازه سه شب طولانی نمودید.

این چنین است مدد و عنایت امام زمان به کسانی که با اخلاص از ایشان کمک بخواهند.   

به کوشش: خانم مژگانیان

منبع: کتاب ماء معین، دکتر اسدی گرمارودی، ص 61