چه عواملی باعث شد مردم در حق مولا علی(ع) ظلم کنند؟ آیا در دوران کنونی، ما نسبت به حقیقت ظالم نیستیم؟
 تازهای سایت
 
 
چه عواملی باعث شد مردم در حق مولا علی(ع) ظلم کنند؟ آیا در دوران کنونی، ما نسبت به حقیقت ظالم نیستیم؟

چه عواملی باعث شد مردم در حق مولا علی(ع) ظلم کنند؟ آیا در دوران کنونی، ما نسبت به حقیقت ظالم نیستیم؟

مبدا و مصدر اعمال و افکار اختیاری ما از 3 ریشه نشات می‌گیرد و هر عامل بیرونی که بخواهد نقشی داشته باشد، تاثیرگذاری بر روی این 3 ریشه است. مشکل مسلمین نیز از  صدر اسلام تا کنون  عدم توجه به این مسئله بوده است که سبب شده بسیاری از انسانها در طول تاریخ در رابطه با امیرالمومنین(ع) ظالم شوند.این سه ریشه عبارت اند از:

1-قوه عاقله:  قوه ای است که بناست رشد کند و به کمک عوامل بیرونی تعالی یابد تا سبب علم و معرفت گردد. اگر عقل در درون انسان خوب به فعالیت نپردازد و با عوامل رشد دهنده آن مرتبط نشود به جای  علم و معرفت، جهل از درون انسان عامل حرکت می‌شود.

 اولین عامل ظلم، از صدر اسلام  جهل به مقام ولی الله و مقام امیرالمومنین(ع) است. اکثریت مردم گرفتار این مسئله بودند و  هستند که نگاهشان به امام و زعیم جاهلانه است؛ ‌یعنی  نه تنها نسبت به حق امام معرفت نداشتند بلکه علم نیز نداشتند و ندارند و نهایت دیدی که در رابطه با خلیفه پیامبر(ص) دارند این است که امام از نظر رتبه انسانی کمی از بقیه بهتر و عالم تر است و روحیه عدل گستری بیشتر دارد.

2-قوه شهویه: قوه ای که چیزهایی را دوست می‌دارد و می‌طلبد و بر مبنای آن دوست داشتن به دنبال رسیدن به خواسته خود است.

3- قوه غضبیه: وظیفه این قوه دفع ضرر و رفع موانع است.

اگر عوامل بیرونی قوه عاقله را تقویت کنند و رشد دهند این قوه بر غضب و شهوت غلبه می‌کند و محرک درونی برای انجام اعمال، قوه عاقله می‌شود. به عبارت دیگر  اگر قوه شهویه و غضبیه تحت کنترل عقل درآیند و عقل ناظر بر آنان باشد هم خواسته و هم دفع موانع عقلایی می‌شود.حال اگر عوامل بیرونی عقل را تضعیف و شهوت و غضب را تحریک کنند و قوی سازند، عاملی که انسان را از درون به عمل وا می‌دارد یا قوه شهویه است یا غضبیه که پیامد آن واضح و مبرهن است.

خداوند در آیه 43 فرقان می‌فرماید:

اَرَاَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ اَفَاَنْتَ تَکُونُ عَلَیْهِ وَکِیلًا 

آیا دیدی کسی را که هوای نفس خویش را معبود خود برگزیده است؟ آیا تو می‌توانی او را هدایت کنی؟ یا به دفاع از او برخیزی؟ 

زمانی که قوه شهویه تحت کنترل عقل درنیاید خواسته انسان خواسته شهوانی می‌شود که به آن هوای نفس می‌گویند. در این آیه خداوند به پیامبر(ص) می‌فرماید کسانی که هوای نفس را معبود و خدای خود قرار داده‌اند تو دیگر نمی‌توانی برای او کاری کنی و وکیل آنها باشی. در آیه بعد خداوند دلیل آن را بیان می‌کند:

اَمْ تَحْسَبُ اَنَّ اَکْثَرَهُمْ یَسْمَعُونَ اَوْ یَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا کَالْاَنْعَامِ بَلْ هُمْ اَضَلُّ سَبِیلًا ﴿۴۴﴾

آیا گمان می ‏بری اکثر آنها می ‏شنوند یا می‏ فهمند؟ آنها فقط همچون چهارپایانند بلکه گمراه تر!

علت آن است که  اکثر آنها تعقل نمی‌کنند و عقل فرمانده قوه شهویه و تمایلاتشان نیست. البته فردای قیامت گناهکاران خود به این مسئله اقرار می‌کنند و می‌گویند:

وَقَالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ اَوْ نَعْقِلُ مَا کُنَّا فِی اَصْحَابِ السَّعِیرِ ﴿سوره ملک/ آیه 10﴾

و می گویند: اگر ما گوش شنوا داشتیم، یا تعقل می ‏کردیم، جزء دوزخیان نبودیم.

 یکی از ریشه‌های خطرناک که عامل رد کردن انبیاء و اولیای الهی می‌شود و حق مظلوم واقع می‌گردد، فرماندهی قوه شهویه و زبانه کشیدن هوای نفس و خودخواهی ها در درون است. از این رو  خداوند در آیه 19 سوره حشر می‌فرماید:

وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَاَنْسَاهُمْ اَنْفُسَهُمْ اُولَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ

و چون کسانی مباشید که خدا را فراموش کردند و او [نیز] آنان را دچار خودفراموشی کرد آنان همان نافرمانانند.

انسان در بحث انسان شناسی دو «خود» دارد: «خودِ ملکوتی» که  خود حقیقی انسان است و عقل جلوه اوست. دیگری «خودِ مُلکی» که خودِ حیوانی است. در صورتی که  خود ملکوتی قوی شود، خودِ مُلکی ابزاری در اختیار خودِ ملکوتی می‌شود؛ اما اگر انسان در زمره کسانی باشد که بُعد ملکوتی و توجه به ملکوت و عالم بالا برای او مطرح نباشد، فراموش می‌کند که کیست و در دنیا تنها به دنبال شکم، شهوت، مادیات و جنبه های حیوانی خود انسانی است. در این صورت دین و اولیای دین را به دست فراموشی می‌سپارد و یا اگر هم اولیای دین را قبول کند، در صورتی فرامین آنان را می‌پذیرد که با خواسته‌های خودش تطبیق کند.

یکی از مشکلات این است که قوه شهویه تحت کنترل عقل و عوامل تقویت کننده عقل، علم و معرفت قرار نمی‌گیرد و خود‌خواهی بر خدا خواهی غلبه می کند و انسان بنده هوای نفس می شود،  تا آنجا که دیگر جامعه خواهان امام نیست و لیاقت و ظرفیت عدل ایشان را ندارد و  کار بدان جا می‌رسد که  امام سر بر چاه می‌کنند و می‌فرمایند: خدایا مرا از این مردم بگیر.

امام رضا(ع) در خصوص مقام  رفیع امامت می‌فرمایند:

اِنَّ الاِمامَهَ اَجَلُّ قَدراً، وَ اَعظَمُ شَاناً، وَ اَعلا مَکاناً وَاَمنَعُ جانِباً وَ اَبعَدُ غَوراً مِن اَن یَبلُغَها النّاسُ بِعُقُولِهِم اَویَنالُوا بِآرائِهِم اَو یُقیمُوا اِماماً بِاِختیارِهِم

همانا امامت قدرش برتر، و شانش بزرگتر، و منزلتش عالی‏تر، و مکانش منیع‏تر، ژرفای آن عمیق‏تر از آن است که مردم با عقل و اندیشه خود به آن برسند، یا با انتخابات و آراء خویش به آن دست یابند و امامی را نصب بکنند.

عدم معرفت و جهل نسبت به مقام امام و پیروی از خواسته های نفسانی ظلم بزرگی است که از صدر اسلام تا عصر حاضر وجود داشته است. حال لازم است با خود بیاندیشیم رابطه من با امیرالمومنین(ع) و امروز با صاحب‌الزمان(ع) رابطه ظالمانه و خودخواهانه است یا  خداخواهانه ؟!

منبع: سخنرانی دکتر اسدی گرمارودی، راز مظلومیت امیرالمومنین(ع) و وظیفه ما

 

چهارشنبه 15 ارديبهشت 1400  13:9

آخرين تاريخ بازديد : سه شنبه 30 شهريور 1400  23:0:22
تعداد بازديد از اين خبر : 42134