چرا وقوع معاد امری ضروری است ؟
 تازهای سایت
 
 
چرا وقوع معاد امری ضروری است ؟

چرا وقوع معاد امری ضروری است ؟

یکی از دلائل ضرورت معاد، برهان فطرت است. خداوند حکیم در ذات انسان‌ها نیاز به بقا و دوام را قرار داده‌است. این امر اکتسابی نیست؛ بلکه فطری است. بقاطلبی دلیل وجود آخرت است. کسی که بحث معاد را می‌کند، یعنی از نظر اعتقادی مبانی توحید را پذیرفته و خداوند حکیم، رحیم، عادل، عالم و قادر برای او اثبات شده است. ذات اقدس الهی پاسخ ذاتیات (آنچه را که در خلقت از طرف خدا به عنوان ذاتی در ذات یک موجود قرار داده شده)، را داده است. مثلاً  از نیازهای ذاتی بشر، نیاز به غذا و آب و هواست. من خودم را اینگونه تربیت نکردم که نیازمند آب و هوا باشم. این نیازهای ذاتی در مرحله غریزه و طبیعت و  نیازهای واقعی بشر هستند و موهوم نمی‌باشند. نیازهای واقعی، احتیاج به پاسخ واقعی از طرف خالق دارند. پس اگر خداوند، انسان را نیازمند به بقا و دوام آفریده است، باید واقعیت دوام و بقا را هم قرار داده باشد. واقعیت دوام و بقا در این دنیا ممکن نیست، پس باید عالم دیگری باشد که این نیاز (عشق به دوام و باقی ماندن)را که از بقیه نیازها برای ما بالاتر است  در آن تحقق بیابد. در نتیجه برای معاد ضرورت عقلی وجود دارد؛ زیرا نیاز به بقا نیاز موهومی نیست و واقعیست.

ذات اقدس الهی کار بیهوده انجام نمی‌دهد، وقتی در سرشت انسان نیاز به بقا و دوام قرار داده است، حتماً شرایط برطرف نمودن این نیاز ذاتی واقعی را هم فراهم می‌کند. اگر خصیصه ذاتی(نیاز واقعی) بقاطلبی و دوام خواهی انسان که فطری است در عالم واقعی امکان بقا و دوام وجود نداشته باشد، این یک امر بیهوده است. هیچ چیز در جهان بی‌مورد نیست، اشکال این است که گاهی بشر لزوم بعضی از امور را درک نمی‌کند مثل آپاندیس در بدن انسان که مدتها فکر می‌کردند که عضو مهمی نیست ولی بعدها اطبا به اهمیت و کاربرد آن پی بردند. لذا حکیم از نظر فلسفی می‌فهمد که هیچ چیز بیهوده خلق نشده است اما از نظر جزیی دانشمندان باید تحقیق کنند تا متوجه اسرار امور عالم بشوند.

قطره‌ای در جویباری می‌رود

از پی انجام کاری می‌رود

 

 

مرحوم فیض کاشانی (شاگرد برجسته ملاصدرا) می‌نویسد:

خداوند در طبیعت انسان به اقتضای حکمتش، عشق به هستی و بقا را قرار داده است و در فطرت او کراهت از عدم و فنا را گذاشته و دوام و بقا در این جهان محال است و اگر جهان دیگری نباشد، این حالت فطری (عشق به هستی و بقای همیشگی) باطل و ضایع خواهد بود در حالی که خداوند برتر از آن است که کار لغوی انجام دهد. (علم الیقین، ج۲، ص8۳۷)

شکل قیاس اول در اثبات فطری ضرورت معاد

صغری: انسان بقاطلب است (امر فطری و نیاز واقعی است)

کبری: بقا در این عالم امکان ندارد (در حالیکه خداوند کار بیهوده نمی‌کند و برای نیازهای واقعی، پاسخ واقعی قرار می‌دهد)

نتیجه: لازم است که عالم دیگری قرار داده شود تا این نیاز تحقق بیابد.

معاد از نظر برهان فطری، ضرورت آن لازم است؛ چراکه حس بقاطلبی و حب فنا نشدن یک امر فطری درون انسان است و عدم پاسخ به امور فطری کاری بیهوده است.  از آنجا که کار  بیهوده از پروردگار سر نمی‌زند، پس باید جهان دیگری برای تداوم این حقیقت وجودی، وجود داشته باشد.

به کوشش خانم خرم نژاد

منبع: جلسه بیستم سخنرانی استاد گرانقدر دکتر اسدی گرمارودی،‌موضوع معاد برهانی در آیات قرآن

متن سخنرانی جلسه بیستم

سه شنبه 23 شهريور 1400  2:11

آخرين تاريخ بازديد : چهارشنبه 10 آذر 1400  18:23:51
تعداد بازديد از اين خبر : 17775